تبليغاتX
روزی روزگاری تلخون...
 

* افتاده ایم به لاست بینی بد جور!!! ینی پوسته خودمان را کنده ایم... بعد از آنجا که دی وی دی های مربوطه ماله برادره هستند و برادره هم کرم دارد و همچنین دارای دوست دختری مطلقه و خانه دار ـ از اون لحاظ ـ و اینا می باشد و فوقه فوقش هفته ای یک شب ما می بینیمش و نظر به اینکه تا خودش یک سیزن را تمام نکند سینه بعدی را نمی آورد خانه که نکند ما ببینیم و او نبیند داریم دق می کنیم... هم اکنون سیزنه دو تمام شده و ما منتظره سومیش هستیم... آقا چه دلبریه این جک... ینی آدم همینجوووووووووووووووووووووووووووووور حصرت می خوره از دیدنش!!! بعد ولی من ساویر را هم عاشقانه دوست دارم و همش می زنم تو سره خودم که چرا زودتر لاست را ندیده بودم که بفهمم او چه شباهته عجیب غریبی به ساویر دارد و لامصب چقدر س ک س ی است!!!!

جانه خودم فقط موهای لخت و بوره ساویر را نداشت او!!! وگرنه لب همان است و چشم همان است و فک همان است و قد و هیکل همان است و خااااکه دو عالم بر سره من!!!!

* آقا دیدی چی شد؟ موقعه ثبت نام پول نداشتیم بنابراین پبته نام نکردیم... بعد الان رفتیم مسائله مالی را با دانشگاه حل کردیم ولی خب این خانومهء نفهم به ما گفته بود امروز ثبت نام تاخیری هاست که کاشف به عمل آمد امروز که دیروز بوده... حال شما خوبه؟ حال می کنین ترم آخری اصن ثبته نام نکنم و طی یک عمله انقلابی بگم من اصلن خوشم میاد این پونزده واحده آخر و بذارم همین جوری به حاله خودش!!! حالا بش می گم خب چیکار بکنم پس من؟ میگه حذف و اضافه! میگم کیه؟ میگه نمی دونم!!! خدا به ما رحم کنه!!! چیکار کنم آخه من؟؟؟

* دیشب اینقدر دلم گرفته بود که مردم...

جدی اینجور وختا آدم می میره... مخصوصن آدمی مثه من که دور و برش رفیق مفیق هم نداره... هر چی فک می کردم که خدایا ینی من هیشکیو ندارم الان دو کلمه باش اختلاط کنم؟ میدیدم که نع... ندارم... به جی جی اس ام اس دادم... فایده نداشت... به فرهیخته اس ام اس دادم... فایده که نداشت هیچ... حالم بیشتر گرفته شد... ینی می خواستم پاشم برم یه فصل بزنمش بیام... آدم باید جمبه داشته باشه... مرتیکه رفته دوست دختر گرفته دیگه جوابه اس ام اس های ما رو هم نمی ده!!!

بعد به تو فکر کردم... به اینکه چقدر دلم می خواد زنگ بزنم بت... نع... چقدر دلم می خواد کلماتم رو بخونی و کلماتت رو بخونم... روابط ما پشت پردهء صدا هیچ وقت اونی که باید باشه نبود... ولی وقت خواندن تو همانی که باید و من همانی که باید... حیف...

حتی یه یک نفره دیگه هم اس ام اس دادم که دارم هم بزنین نمی گم کی... ولی خب جوابم رو نداد و تا صبح من فحش های صحنه دار به دهنم می آمد که بفرستم براش و خلاصه از خونش گذشتم به سختی و بعد امروز صبح بهم زنگ زده و من جواب ندادم... آدم فقط تو یه لحظات خاص تحمل یک آدم های خاصی را دارد!!! نع؟؟؟

* مات همچنان تو کفه اوشان مانده ایم و دیگر هم پا نداده که ببینیمشان... اینجور که احساس کردیم دیگر هم پا نخواهد داد و اوشان هم تبدیل شدند به جرقه ای که چند شبی از زندگی ما را روشن کرد! همین!

* آقا چقد دلم برای ماهی تنگ شده... ماهی دیگه... همون که آفتاب گردون هم بود!!! لامصب دیدی چد پوست کلفتم؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 10:43  توسط تلخون  | 

 

* روح من حفرهء تاریکی است... هر چه نور است می بلعد از روح تو و بعد تاریکیت را پس می زند... نمی خواهد... رها می کند... روح من رحم ندارد... روح من دلش نمی سوزد...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 10:19  توسط تلخون  | 

Forgive, sounds good
Forget, Im not sure I could
They say time heals everything
But Im still waiting

Im through with doubt
Theres nothing left for me to figure out
Ive paid a price
And Ill keep paying

Im not ready to make nice
Im not ready to back down
Im still mad as hell and
I dont have time to go round and round and round
Its too late to make it right
I probably wouldnt if I could
Cause Im mad as hell
Cant bring myself to do what it is you think I should

I know you said
Cant you just get over it
It turned my whole world around
And I kind of like it

I made my bed and I sleep like a baby
With no regrets and I dont mind sayin
Its a sad sad story when a mother will teach her
Daughter that she ought to hate a perfect stranger
And how in the world can the words that I said
Send somebody so over the edge
That theyd write me a letter
Sayin that I better shut up and sing
Or my life will be over

Im not ready to make nice
Im not ready to back down
Im still mad as hell and
I dont have time to go round and round and round
Its too late to make it right
I probably wouldnt if I could
Cause Im mad as hell
Cant bring myself to do what it is you think I should

Im not ready to make nice
Im not ready to back down
Im still mad as hell and
I dont have time to go round and round and round
Its too late to make it right
I probably wouldnt if I could
Cause Im mad as hell
Cant bring myself to do what it is you think I should

Forgive, sounds good
Forget, Im not sure I could
They say time heals everything
But Im still waiting

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 14:40  توسط تلخون  | 

* آخرین امتحانمان را همین پیشه پای شما دادیم و عجبا که بسیار عالی شد... کلن ترم خوبی بود... نه مثل ترمه قبل نحس و گند... درس ها همه پاس شد... نمره ها... ای... تک و توکی از پونزده اومد بالاتر... چی می خوایم دیگه؟ مونده فقط بشینم یه بار دیگه گزارش کارآموزیم رو مطابق میله استاد بنویسم و چارشمبه برم تحویل بدم... با ماشین نگین رفته بودیم امروز دانشگاه و تمامه طول راه رو برگشتنه من در حجاله جیغ جیغ با آهنگ بودم... کلن عاشق می باشم آصف را در حده جنون...

* آقا ما به یک سری بچه خفن مایه دارهای تهران آشنا شده ایم که کلن کرک و پرمان ریخته در مقابلشان... آنقدر لامصب ها حرف ندارند که مدام در حاله حسرت خوردنیم... بابا آخه اختلاف طبقاتی چقدر؟ خودم را بکشم خوب است؟؟؟ حالا وخته ماشین فروختنه باباهه بود تو این برههء حساسه زندگیه ما؟؟؟ الان حال ندارم از سیر تا پیازشو تعریف کنم... فعلن بمونین تو کف!!!

* بعد آقا من شده کلیه ام را بفروشم عید دماغم را عمل می کنم... حالا ببین!!! چه وضعشه؟؟؟ این دماغ تا کی می خواد سد راهه خوشبختیه من بشه آخه؟ به جونه خودم یکی زره زیادی بزنه خودم اینجا دهنشو گل می گیرما!!! اعصاب ندارم بابا!!!

* ترمه دیگه تمومه ها!!! باورتون می شه؟؟؟ :)))))))))))))))))))))))))))))))))

* البته خذمته آقای خودمان عرض کنیم ما که قصده ادامهء تحصیل داریم و به ما چه کگه شما اقامته آمریکا دارید؟؟؟ بعدش هم نه خیال کنید دماغمان را محضه خاطره تور کردنه شما می خواهیم عمل کنیم ها... نعععع... شما که خودتان فرمودید از دختره راحت توی پوسته خودش خوشتان می آید... ما چون هیچ چشممان را نگرفته اید می خواهیم برویم عمل کنیم که شما هم حسابه کار دستتان بیاید و بفهمید که ما اهمیتی برای شما و نظراتتان قائل نیستیم!!! بعله!!! اونجای بابای آدم دروغگو هم هیچ طوریش نیست!!! :))))))

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 14:21  توسط تلخون  |