تا حالا برق رفته بود با خیاله راحت ول می گشتم چون خب نمیشه بدونه کامپیوتر برای آزمایشگاهه درس خوند که!!! الان برق اومده من سردرد و پا درد و دل درد و کوریه مزمن و سلاطون و اسهال و استفراغ و ویار و حاملگیه ناخواسته و اینا همه رو با هم گرفتم!!! جالبیش اینه که من خب تقریبن به این درس علاقمند بودم و تمامه پروژه هاش رو خودم می نشستم و می نوشتم... حالا دمه امتحانی باز دچاره عقققققققققق شدم...
* خوده شما شاهدید که من چقد به جونه این بختیار غر زدم که آقا جان برس به این ماشین... به ما نمی رسی به درک... این طفلک رو اینقد ول نکن به امونه خدا... یه روز همچین تقه همه چیش با هم در میاد که دیگه ببری بندازیش تو آشغالی ها!!! حالا دقیقن همون روزه!!!